محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 47
آثار عجم ( فارسى )
وجودى كه مسافرت مطلقا مايهء صدمت و زحمت است - خاصه طى مسافات بعيده - . . . از تسليم آن ناگزيرم « 1 » . . . » فرصت و عكاسى : در سال 1323 ، هنگامى كه فرصت در طهران اقامت داشت ، با عبد الله ميرزاى قاجار عكاسباشى آشنا شد : « . . . عبد الله ميرزا مرا گفت كسى كه نقاشى را به اعلا درجه تكميل كرده باشد ، خوب است عكاسى هم بداند . اصرار در اين صنعت نمود و صنعت عكاسيم آموخت . چند دستگاه و ماشين خريدم . گاهى مشغول بودم بطوريكه آن را تكميل كردم . . . « 2 » » فرصت و صنعتگرى : فرصت در سال 1303 ، با مهندس پال كه از عراق ، عازم خليج فارس بود تا به فرنگستان برود ، آشنا شد و از او هندسه و كار با وسايل دقيق مهندسى را آموخت و در صنعتگرى از خود مهارتى بروز داد به نحوى كه بسيارى از آلات و ابزار مهندسى را به قول خودش ، با دستور العملى كه به نجار و خراط و آهنساز مىداد ، مىساخت و ابزارى چون شاخص را براى خود تهيه مىكرد « 3 » . در ضمن منشآت فرصت مىخوانيم كه معتمد الدوله فرهاد ميرزا از او قلمدانى خواسته است كه خود ساخته و براى او فرستاده است :
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 505 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 147 . ( 3 ) . ديوان فرصت ، ص 113 .